من حتی توی مهمونیا هم خیلی رعایت می‌کنم و عین رژیمم غذا می‌خورم. مادرم هی اصرار می‌کنن که غذا بخور. ولی من میگم نه! رژیمم و همین اندازه باید بخورم. مادرم طبق همون تفکرات قدیمی میگن زن باید یه کم چاق باشه یه کم گوشت داشته باشه تو خیلی داری لاغر میشی. ولی من بهشون می‌گم به من اصرار و تعارف نکنید من خودم می‌دونم چی بخورم چی نخورم. یکی رو می‌دیدم شلوار جذب پاش می‌کنه لذت می‌بردم. الان خودم از همون شلوارایی که دوست داشتم می‌پوشم.من صبح ناشتا خاکشیر می‌خورم برای همین اصلا یبوست نگرفتم و مشکل خاصی توی رژیم نداشتم. پشتیبانی خیلی خوب بود. گروه هم داشتیم توی واتساپ و راحت سوال ازشون می پرسیدم. یه موقع وزنم نوسان داره با پشتیبانی حرف می‌زنم راهنماییم می‌کنن و خیلی کمک حالم هستن. هیچ چیز باعث شکستن رژیمم نشد. رژیم گرفتن اولش سخته. ولی وقتی چند کیلو کم می‌کنی و کمی پیش میری حیفت میاد. من الان تا اینجا انقدر تلاش کردم دلم نمیاد رژیمم خراب بشه و بشکنمش. دوست دارم ادامه بدم مسیر رو و تا عید به هفتاد کیلو برسم. من قبلا افسرده بودم دوست نداشتم بیرون برم از بس چاق شده بودم هم سختم بود هم افسرده شده بودم. ولی الان عاشق پیاده روی و بیرون رفتنم. بعد از فوت همسرم خیلی خونه نشین و افسرده شدم. ولی خدا رو شکر می‌کنم با پیج دکتر کرمانی آشنا شدم و رژیم گرفتم خیلی روحیه‌م بهتر شد و داروهای اعصابم رو گذاشتم کنار. خوابم تنظیم شده و خوب می‌خوابم. توی طول رژیم پسرم خیلی ازم حمایتم کرد و بهم انگیزه می‌داد. مرتب با هم پیاده‌روی می‌ریم. خیلی هوامو داره و وقتی وزن کم می‌کنم برام گل می‌خره و بهم روحیه میده. رژیم دکتر خیلی خوب و عالیه اولش کمی برام سخت بود ولی وقتی وزنم یه کم اومد پایین دیگه انگیزه گرفتم و کلی خوشحال شدم و دلم خواست ادامه بدم. وقتی دوره‌ی سه ماهه تموم شد دیدم دیگه صفحه‌ی رژیم برام باز نمیشه. تماس گرفتم و ازم پرسیدن می‌خوای بازم ادامه بدی و دوره برداری؟ گفتم آره حتما! و دوباره ثبت نام کردم و رژیم گرفتم. میخوام بگم برام خیلی مهم و با ارزش بود این رژیم و خیلی دوست دارم برنامه‌ی رژیمم رو.